تبلیغات
وبلاگ دانشجویان مهندسی مواد901 مراغه
 
وبلاگ دانشجویان مهندسی مواد901 مراغه
                                                        
درباره وبلاگ

همه چی درباره کلاسمون...
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 30 فروردین 1393 :: نویسنده : علیرضا شهناز




نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 8 بهمن 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
چهره من وقتی نمره متالورژی پودرمو دیدم!!!!!! واقعا چرا اینجوری نمره داده استاد!!!؟؟!؟!؟

              




نوع مطلب :
برچسب ها :

چهارشنبه 4 دی 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
       



نوع مطلب : طنز و سرگرمی...، 
برچسب ها :

سه شنبه 28 آبان 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
    



نوع مطلب : طنز و سرگرمی...، 
برچسب ها :

سه شنبه 21 آبان 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز




نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 14 آبان 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
    


   سلام من به محرم، به غصه و غم مهدی

                                                 به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی





نوع مطلب :
برچسب ها :

جمعه 10 آبان 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
            



نوع مطلب : طنز و سرگرمی...، 
برچسب ها :

چهارشنبه 8 آبان 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز


شخصی از بهلول پرسید :

ای بهلول ! من اگر انــگور بخورم، آیـا حــرام است؟

بهلول گفت : نــه !

پرسیــد: اگر بعد از خوردن انگور در زیــر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ 

بهلول گفت : نــه !

پرسیــد : پس چگونه است که اگر انــگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیــر

نور آفتاب قرار دهیـم و بعد از مدتی آن را بنوشیــم حرام می شود ؟! 

بهلول گفت : من مقداری آب بــه صــورت تو می پاشم.

آیا دردت می آیــد ؟

گفت : نــه !

بهلول گفت :حال مقداری خاک نــرم بــر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید ؟

گفت: نــه !

سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط  کرد و گلوله ای گِلی ساخت و آن را محکم بــر پیشانی مرد زد !

مرد فریادی کشیــد و گفت : سرم شکست !

بهلول با تعجب گفت: چرا ؟ من که کاری نــکردم ! 

این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نبایــد احساس درد کنی !






نوع مطلب : جالب...، 
برچسب ها :

جمعه 3 آبان 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
             



نوع مطلب : طنز و سرگرمی...، 
برچسب ها :

جمعه 3 آبان 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
        



نوع مطلب :
برچسب ها :





نوع مطلب : طنز و سرگرمی...، 
برچسب ها :

چهارشنبه 24 مهر 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز




نوع مطلب :
برچسب ها :

معمولا در کنار هر دریاچه و محلی که آب وجود داشته باشد حیات وحش پرندگان مختلف نیز وجود دارد و گونه های

مختلف از پرندگان موجودات در کنار دریاچه جمع می شوند.برخی از دریاچه های تنها به خاطر موجوداتشان معروف

 هستند زیرا محیطی زیبا را به وجود می آورند اما دریاچه ای هم در دنیا وجود دارد که جوش بیشتر ترسناک است تا

 آنکه زیبا و خانوادگی باشد.

دریاچه "ناترون" در شمال تانزانیا دریاچه ای است که بسیاری از آن ترس دارند زیرا در اطراف این دریاچه به راحتی

می توان پرنده های را پیدا کرد که بر اثر مواد درون آب دریاچه به مجسمه تبدیل شده اند. این دریاچه به عنوان یکی

از مخوف ترین نقاط تانزانیا شناخته می شود.

این دریاچه از خاکسترهای آتش فشانی پر شده است و مواد تشکیل دهنده آن همان موادی است که مصری ها

برای مومیایی کردن از آن استفاده می کردند. این دریاچه دارای قلیایی بالایی است که pH آن به 9 تا 10.5 میرسد.

آب این دریاچه گاهی اوقات تا 60 درجه سانتی گراد بالا می رود و زندگی کردن در آن برای هر موجودی می توان

سخت و کشنده باشد همچنین قلیایی بودن آن باعث می شود تا هر موجودی خیلی سریع تبدیل به مجسمه شود.

در اطراف دریاچه به راحتی می توان موجودات یا پرندگانی را مشاهده کرد که خشک شده و تبدیل به مجسمه

شده اند. آب این دریاچه با این میزان قلیایی بیشتر شبیه به آمونیاک می ماند.آب دریاچه ناترون خیلی سریع بدن

پرندگان را سوزانده و آن ها را مومیایی می کند.به تازگی عکاسی به نام "نیک برنت" از این منطقه دیدن کرده است

و عکس های جالبی از آن گرفته است.او در خاطرات خود گفته است آب این دریاچه به قدری وحشتناک است که

فیلم دوربین را نیز به راحتی و در چند ثانیه نابود میکند.


                                                                                    



بقیه عكس ها....


نوع مطلب : جالب...، 
برچسب ها :

سه شنبه 5 شهریور 1392 :: نویسنده : امیر محمدی
همکلاسیای عزیز...

شروع کلاسا موند 30 شهریور به بعد...

جزئیات زمان انتخاب واحد و شروع کلاسها رو از سایت دانشگاه  و آموزش پیگیری کنین....




نوع مطلب : خبرهای تازه درباره کلاس، 
برچسب ها :

قابل توجه علم دوستان عزیز...

انتخاب واحد ترم جدید از 9 شهریور شروع میشه ، تشكیل كلاسا هم از 16 شهریور به بعد خواهد بود.
مراتب رو از آموزش و سایت دانشگاه پیگیری نمایید...




نوع مطلب : خبرهای تازه درباره کلاس، 
برچسب ها :

جمعه 18 مرداد 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز




نوع مطلب :
برچسب ها :

چهارشنبه 16 مرداد 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
                                                



نوع مطلب : طنز و سرگرمی...، 
برچسب ها :

سه شنبه 4 تیر 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
                          



نوع مطلب :
برچسب ها :

                         



نوع مطلب :
برچسب ها :

جمعه 31 خرداد 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
                       



نوع مطلب : طنز و سرگرمی...، 
برچسب ها :

جمعه 31 خرداد 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز
               



نوع مطلب : طنز و سرگرمی...، 
برچسب ها :

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز




نوع مطلب :
برچسب ها :

پنجشنبه 22 فروردین 1392 :: نویسنده : علیرضا شهناز




نوع مطلب :
برچسب ها :

 

خداوندا !دوستانمان در اعماق قلبمان جاى دارند؛ آنان شایسته محبتند و یادشان مایه ى آرامش جان، در این روز هاى پایانى سال عزت و غرور شان التیام و اعتلا و سلامت و شاد بدارشان.

 

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

راپیشاپیش به تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت

را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم.

 





نوع مطلب : ادبی...، 
برچسب ها :

شنبه 5 اسفند 1391 :: نویسنده : علیرضا شهناز
   



نوع مطلب :
برچسب ها :

داستـان های کوتـاه و خوانـدنی

نجار زندگی


نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد تا اینکه یک روز او با صاحب کار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد، از او خواست تا به عنوان آخرین کار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.

نجار در حالت رودربایستی، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود. برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد. یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.
این داستان ماست.
ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.
اما اگر چنین تصوری داشته باشیم، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم.
فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، دیگر ممکن نیست.
شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود.
یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.
مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبی...، 
برچسب ها :

سه شنبه 10 بهمن 1391 :: نویسنده : علیرضا شهناز
        



نوع مطلب :
برچسب ها :

یک ابرخودرو خیره کننده توانست رکورد سریع‌ترین موتور شتاب‌دهنده جهان را با دستیابی به سرعت 300 کیلومتر در ساعت در تنها 13.63 ثانیه بشکند.
ابرخودرو هنسی ونوم GT نیروی خود را از یک موتور هفت لیتری V8 به دست آورده که 1244 اسب بخار نیرو تولید می‌کند.
روز یکشنبه (اول بهمن) هنگامی که هنسی این خودرو را به یک بزرگراه در هوستون آمریکا برای ثبت رکورد جدید شتاب برد، به جهان نشان داد تا چه حد می‌تواند سریع باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : جالب...، 
برچسب ها :

پنجشنبه 21 دی 1391 :: نویسنده : علیرضا شهناز



                    شهادت پیامبر اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و آفتاب هشتم امامت

                                        امام علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت باد






نوع مطلب :
برچسب ها :

سه شنبه 12 دی 1391 :: نویسنده : علیرضا شهناز


اربعین آمد و شد وقت عزا شور و نوا قافله ای آمد از شام بلا رو به سوی کرب و بلا

خاک مصیبت به سر اهل ولا ناله مرغان چمن آید و با سوز و محن آید و با قافله سالار
که بد عابد بیمار ولی دیده خونبار ز داغ پدر و اکبر و عباس علمدار علی اصغر و هم قاسم
و عبداله و یاران وفادار در آن وادی خونخوار ز جور و ستم فرقه کفار که گلها همه پرپر
شد و در بر بگرفتند به بر راه بقا را
گفت زینب به عزیزان جوان مرده افسرده درمانده که ای نجمه و کلثوم و رباب آنکه
جان فاطمه ای نوگل گلذار مدینه مه رخشند سکینه همه آئید لب آب روان مشک بیارید
از این آب بریزید روی قبر شهیدان همگی با لب عطشان همه شان در ره قرآن و ره دین خدا
روی زمین گشته ز کین بر سر نی رفت سر نور خدا خون خدا زاده زهرای بتول آن گل گلزار
رسول ای به فدای تو حسین نور دو عین قلب نبی جان علی زینب تو آمده با خیل یتیمان و
اسیران همه سرگشته و حیران همه با دیده گریان دمی ای شاه بپا خیز ببین این دل افسرده ما را
ای برادر به خدا جای تو خالی که از این قوم چه دیدم چه کشیدم ز جفا طعنه شنیدم به تن این
جامه دریدم به روی خاک خزیدم چه بگویم که در آن طشت طلا راس پر از خون تو دیدم
به خرابه شبی ای وای چه آمد به سرم خون شدی آن شب جگرم مرد ضیاء بصرم طفل صغیر
تو ز بس گفت کجا شد پدرم عمه چه شد تاج سرم از چه نیامد ببرم خیز و ببین چشم ترم وای
از آن دم که بیامد به خرابه سر پر خون تو ای جان برادر چه شبی بود که جان داد رقیه هله
کوتاه کن ای «صالح» این قصه پر غصه و این ماتم و این رنج و بلا را

احمد صالح






نوع مطلب :
برچسب ها :



( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6